آيلاآيلا، تا این لحظه: 16 سال و 16 روز سن داره

آیلا نازدونه مامان و بابا

سفر استرالیا (ملبورن)

1394/4/15 9:58
نویسنده : مامانی
1,167 بازدید
اشتراک گذاری

وای که چقدر تاخیر دارم دختر نازم عروسک مامان ، عزیزم سرم خیلی شلوغه ولی یک نیمچه فرصت پیدا کردم و اومدم اما بعد 4-5 ماه بعد سفرمون حالا ادامه سفرنامه (سفر سه روز به ملبورن )

آیلایم

زیرزمین مجموعه Crown

نفسم

شیطنوکم

در همون مجموعه یک رستوران ژاپنی بود که سوشی های فوق العاده خوشمزه داشت اما این دخملی من اصلا لب بهشون نزد فقط در حال نظاره و شیطونی بود 

عشقم

کنار رستوران ژاپنی شادان و خندان

نفسم

روی پل بر روی رودخانه Yarra  این کیف کوچولو هر جا می رفت با خودش بر می داشت ولی وسط راه ما باید برش می داشتیم و این خودش معضل شده بود تازه هر جا می خواست بره دلش می خواست کفشهای پاشنه بلند خاله حسنا رو بپوشه  ، (به قفلها توجه کنید خیلی جالب بود هر کس آرزویی داشت برای برآورده شدنش یک قفل به میله های پل می زد )

پسته خندانم

اطراف دریاچه

شیرینم

یکی از میادین ملبورن که در مرکز شهر قرار داشت 

عشق مامان

در همون میدان میله هایی رو تو زمین کاشته بودن و برا آیلا جالب بود 

بد خلق

پشت سر آیلا یک اثر هنری هست که دخملی خیل اخمو و بد اخلاق از عکس انداختن 

نفس مامان

به این دمپایی ها توجه کنید که از زمانی که پیش خاله حسنا رسیدیم هر جا می رفت فقط اینها رو می پوشید و در آخر هم یک داستانی داره که به موقع خواهم گفت

بوی زیبای زندگی

در یک پاساژ 

فسقلی

 

عشقم

در یک کافی شاپ در همان پاساژ هم صبحونه خوردیم هم قهوه خوشمزه و هم به آیلا مداد و کاغذ دادن تا نقاشی کنه 

دخملی خسته

در یک محل جالب شیشه ای که دو مرکز خرید رو به هم متصل می کرد و اما دخملی خسته و گرسنه و شاکی از رفت و آمد زیاد 

عشقم

بالاخره برای کسب انرژی و پر کردن شکم به رستورانهایی که در طبقه زیر زمین مجمعه خرید رفتیم . آیلایی منتظر برای آماده شدن غذا

عشق بستنیعشق بستنی

در همون رستورانها آیلایی که اینجا و انجا می دوید یک خانم مسنی رو می بینه که بهش اظهار لطف می کنه و پیش ما اومد و اجازه خواست تا براش بستنی بخره و آیلا هم که عاشق بستنی تصور کنید چه شود 

 

پسندها (2)

نظرات (4)

مامانی
22 تیر 94 9:26
سلاممممممممم همیشه به سفرهای خارجی و خوش بگذره البته من واسه پستهای قبلی هم کامنت گذاشتم ولی هیچکدومشون رو نیست کنجکاو شدبدونم جریان این دمپاییها چیه ؟گیر دادی ها آیلا خانوم
مامانی
پاسخ
مرسی یک دنیا کمی سرم شلوغه ولی باز خواهم اومد حالا کمی صبر اون جیگر خاله رو ببوس
مهسا
24 تیر 94 9:23
با سلام فروشگاه نوزادی قصد دارد با فراهم کردن بستر امن برای خرید کالاها و لباس ها با جنس های برتر و قیمت مقطوع گامی هرچند کوچک در مسیر راحتی خرید پدر و مادران ایرانی لیفا کند. لذا خواهشمندیم با پیوند دادن ( لینک کردن فروشگاه نوزادی ) ما را یاری کنید. باتشکر
مامان زهره
24 تیر 94 9:38
ماه ی گلم
مامان ارمیا و ایلمان
6 مرداد 94 12:00
وااااااااااااااااااای. چه عالی. خوش به حالتون. ایشالله همیشه از این جور سفرها.
مامانی
پاسخ